وقتی نتایج و صحبت های قبل و بعد در هرمذاکره را از سوی شورا ی اتحادیه اروپا و مسئولین مربوطه وداخلی و خارجی در مذاکرات قبلی کنار هم گذاشتم،به بی نتیجه بودن آن ها حداقل برای کشور و ملت عزیز ایران رسیدیم.

image13288

به گزارش پایگاه خبری هرمز پرس،به نقل از سایت جهانبین نیوز ،بخوبی یادمان می آید که اساتید و معلمان بارها به ما گوشتزد می کردند که یکی از دلایل موفقیت در هر کاری تکرار و ممارست در انجام آن است.آری تکرار در انجام کارهای بزرگ سخت یکی از مهمترین فاکتورهاست. تا به امروز تقریبا به این سخن اطمینان داشتم تا اینکه اخبار این چند روزه ایران را پیگیری می کردم و از قرار جدید مذاکرات ۵+۱ با ایران در هفته جاری آگاه شدم .اینجا بود که یکدفعه تمام حواشی و اخبار مربوط به مذاکرات هسته ای ایران و ۵+۱ بخصوص در دوسال اخیراز جلوی چشمانم گذشت.. در طی ۳۴ سال گذشته از انقلاب اسلامی ایران تقریبا هر سال، و حتی گاهی چند بار در سال موضوع مذاکره با ایران از سوی مقامات آمریکایی مطرح می شودمذاکراتی که تعداد آنها به عدد دو رقمی نزدیک شده وحتی مکان قرار این مذاکرات آن قدر تعدد داشته است که کم کم به دو دنیا می رسد.اینجا بود که وقتی نتایج و صحبت های قبل و بعد در هرمذاکره را از سوی شورا ی اتحادیه اروپا و مسئولین مربوطه وداخلی و خارجی در مذاکرات قبلی کنار هم گذاشتم،به بی نتیجه بودن آن ها حداقل برای کشور و ملت عزیز ایران رسیدیم.
ممارست و تکرار یک کار زمانی به نتیجه منجر خواهد شد که زیر بنای کار بر مبنای درست و صحیح و عقلانی و حق باشد.این فاکتورها ،شاخصه هایی است که مستکبران و زورگویان دنیا و در راس آن ها دولت مردان آمریکا آنها را فراموش کرده و بر این خیالند که می توانند با چماق و زور و تهدید و تحریم کشورها و مخصوصا ایران را پای میز مذاکرات خود بنشانند و نتایج دلخواه خودرا از آن بگیرند(ولی زهی خیال باطل).. با این حال بازهم گروهی در داخل و خارج ایران سخنان آمریکایی ها را از روی حسن نیت تلقی کرده و ایران را متهم می کنند
براستی که تعدد انجام مذاکرات هسته ای ایران و ۵+۱ آنقدر شده و آن هم بدون نتایج مثبت برای هر دو طرف، که ملت ایران دیگر هیچ حسن ظنی به چنین مذاکرات نداشته و به اصطلاح حنای آمریکاو تیم مذاکره کننده کاترین اشتون برای این ملت نه تنها رنگی نداشته بلکه ارزشی هم ندارد و باید گفت :
برای بسیاری از سیاستمداران جهان، موضوع مذاکره آمریکا با ایران به امری عادی تبدیل شده است. هر بار نیز با پاسخ قاطع و شفاف سازی رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) و مردم ایران مواجه می شوند.
در این نوشتار قصد داریم به بررسی دلایل و سخنان مقام معظم رهبری در رد پیشنهاد مذاکره بپردازیم. در نگاه سطحی به این موضوع که به قول رهبر معظم انقلاب فقط از یک ساده لوح انتظار می رود، درخواست های مکرر آمریکا نشان دهنده اوج حسن نیت آمریکایی ها(!!) و در سوی مقابل نشان دهنده میزان دشمن تراشی ما ایرانی ها است. اما نگاه دقیق تر به نوع روابط ایران و آمریکا از زمان شروع رابطه در قرن نوزدهم، هدف واقعی تلاش آمریکایی ها برای مذاکره را نشان می دهد.
دولت آمریکا حتی در دوره پهلوی که زمان اوج روابط ایران و آمریکا است صرفاً به اهداف اقتصادی خویش می اندیشید. به عنوان مثال آمریکا در دوران پلهوی تلاش فراوانی برای کسب حق ۵۰ درصد نفت ایران کرد و وقتی نقشه اش با شکست مواجه شد ایران را به کودتای ۲۸ مرداد کشاند.
بعد از انقلاب روابط میان ایران و آمریکا به دلایل مختلفی قطع شد. از جمله این دلایل می توان به بلوکه کردن دارایی‌های مصادره شده ایران توسط آمریکا، حضور نظامی در ایران در اوایل انقلاب، تلاش برای ترور شخصیت های نظام علی الخصوص حضرت امام (ره)، حمایت کامل مادی و معنوی از صدام برای حمله به ایران و وضع تحریم های افسارگسیخته و ناعادلانه و ده ها مورد دیگر اشاره کرد. اما آمریکایی ها نیز برای قطع روایط با ایران دلایلی داشتند که به اعتراف خودشان به رسمیت نشناختن رژیم غاصب صهیونیستی، مبارزه با گروه های انگلیسی وهابیت و بهاییت و ترویج استکبارستیزی بر مبنای تعالیم اسلام در جهان از مهم ترین آنها است. هرچند قطع شریان نفت ایران به آمریکا نیز دلیلی مهم برای عصبانیت این کشور بود. آمریکا از همان ابتدای انقلاب اسلامی ایران شمشیر خود را برای مردم ایران از رو بست . حمله به نفت کش های ایرانی و هواپیمای مسافربری ۶۵۵ ایران ایر از فجایع تاریک این دوران است که آمریکایی ها به شدت به آن افتخار می کنند و آن را جزء موفقیت های خود می دانند. با وجود همه این جنایات، آمریکا هر از چند گاهی از مذاکره و گفتگو سخن می گوید.
* مذاکره همراه با تهدید چه معنایی دارد؟
در ادبیات سیاسی مذاکره بین دو کشور بر سر یک موضوع در شرایطی معنا پیدا می کند که دو طرف بدون هیچ پیش شرطی و با داشتن حسن ظن نسبت به یکدیگر دور میز مذاکره نشسته و از قبل هیچ نتیجه ای را قطعی و لازم الاجرا ندانند. اما آمریکا خواستار سبک دیگری از مذاکره است. رهبر انقلاب این نگاه آمریکا را اینگونه توصیف می کند: “مذاکره‌ى همراه با فشار و تهدید، چه معنایى دارد؟ مذاکره براى اثبات حُسن نیت است. شما ده تا کار انجام میدهید که حاکى از سوء نیت است، آن وقت به زبان میگویید مذاکره؟! توقع دارید ملت ایران قبول کنند که شما حُسن نیت دارید؟! ”
* علت تمایل آمریکا برای مذاکره چیست؟
به راستی پشت لبخند فریب کارانه این روزهای آمریکا چیست؟ چه هدفی می تواند پشت وعده های دشمن باشد؟ همانگونه که بحث شد آمریکا با وجود فشار و تهدید بازهم سخن از گفتگو و از سرگیر روابط می زند. حقیقتاً علت آن چیست؟
رهبر معظم انقلاب علت را در سیاست های این کشور می دانند: ” ما می فهمیم علت چیست. به قول خود آمریکایى‌ها، سیاست خاورمیانه‌اى آنها دچار شکست شده. آمریکا در سیاستهاى خود در این منطقه، دچار شکست است. احتیاج دارند به اینکه یک برگ برنده‌اى را به قول خودشان رو کنند؛ این برگ برنده از نظر آنها عبارت است از اینکه: نظام جمهورى اسلامىِ انقلابىِ مردمى را، بکشانند پاى میز مذاکره؛ به این احتیاج دارند. می خواهند به دنیا اعلام کنند که ما حُسن نیت داریم.”
* ارتباط با آمریکا چه سودی برای ما دارد؟
به اعتقاد رهبر رهبر معظم انقلاب برای پاسخ به این سوال کافی است به سرنوشت سایر متحدان آمریکا دقت کنیم. متحدان آمریکا دو دسته اند. دسته اول برخی کشورهای قدرتمند اروپایی و آسیایی مثل روسیه، چین، انگلیس، فرانسه و ژاپن که روابطشان با آمریکا بیشتر از اینکه دوستانه باشد، نوعی رقابت بر سر منابع و بازارهای جهان است. تجربه جنگ جهانی اول و دوم نشان می دهد جرقه کوچکی بین این کشورها کافیست تا آتشی به وسعت جنگ جهانی روشن شود. واضح است که این نوع رقابت نیاز به هیچ روابط دیپلماتیک و دوستانه ندارد. دسته دوم نیز برخی کشورهای کوچک و بزرگ منطقه اند که روابطشان با آمریکا بیشتر شبیه استعمارگری است. حقیقتاً پاداش نوکری حسنی مبارک، معمر قزافی، بن علی، صدام و شاه مخلوع ایران چه بود؟ آیا آمریکا با هم پیمانانش برخورد مناسبی داشته است؟
“این کسانى که دلشان براى دوستى آمریکا و رفاقت با آمریکا و اطاعت از آمریکا می تپد، این نمونه‌ها را ببینند. آمریکائى‌ها به وسیله‌ى این افراد حقیر و ضعیف، منافع خود را پی گیری می کنند.”
به راستی با چه تضمینی می توان به قول دولتی که رکورددار عهد شکنی است اعتماد کرد؟
شاید پاسخ به این سوال، علت عدم تمایل ایران برای قبول مذاکره مدنظر آمریکا را نشان دهد.

انتهای پیام/