همیشه بیماری های جسمانی واگیر ندارند بلکه بیماری های روانی هم می تواند واگیر دار باشند مانند بیماری ای که چندی است افراد زیادی بدان مبتلا شده اند اما رشد آن خاموش است.
مصرف گرایی

هرمزپرس رسانه دانشجو، سایونانپاتن. شاید باورتان نشود اما مصرف گرایی را همین شخص که یک جامعه شناس آمریکایی است بیش از یک قرن پیش به صورت علمی مطرح کرد و با اجرای طرح های او  در سال ۱۹۰۷ یعنی ۱۰۷ سال پیش، سایونانپاتن، نویسنده آمریکایی در کتاب «مبانی جدید تمدن» فرهنگ مصرفگرایی را کلید میزند و مینویسد: «جامعه، از این پس نباید به مهار آرزوها و خواستههای شهروندان بپردازد و آنان را چون گذشته به صرفهجویی و قناعت فرا بخواند؛ بلکه برعکس، باید آنان را تشویق و تحریک به مصرف بیشتر کند و از آنها بخواهد که برای مصرف بیشتر خود، کار بیشتری انجام دهند. «مصرف بیشتر با تلاش بیشتر». این امر، جامعه را به سوی وفور و  رفاه میبرد.

با این نظریه کلید مصرف گرایی در جوامع زده می شود؛ خرید کنید تا در رفاه زندگی کنید. کار کنید و کار کنید و اندوخته خود را خرج کنید تا با وسائل رفاهی خریداری شده از زندگی خود لذت ببرید. همین مصرف گرایی به کمک سیاست های اقتصادی وحشتناک موجب شده که اقتصاد خانوار جوامع غربی شبه کمونیستی شود.

برای توضیح این مساله باید گوشه ای از اقتصاد غربی را بیان کنیم. در آمریکا مردم باید کار کنند اما کسی نمی تواند پولی ذخیره کند چرا که سپرده بانکی و افزایش پول از یک حدی تبعاتی مانند مالیات های سنگین دارد. حتی در جوامع غربی خرید خانه صرف نمی کند و اکثرا با اجاره به شرط تملیک مسکن خریداری می کنند چرا که مثلا اگر کسی خانه ۱۰۰ میلیونی بخرد باید ۵۰ میلیون مالیات بدهد. همچنین در آمریکا همه پول مصرفی شما تا آخرین دلار تحت نظر دولت است چون شما با کارت اعتباری خرید و فروش خواهید کرد و با توجه به خطرات بسیار و ناامنی باورنکردنی که در سطح شهرها مشهود است هیچ کس جرات ندارد پول نقد همراه خود داشته باشد.

در ایران هم خیلی ها پول قرض می کنند تا اپل داشته باشند و عقب نیفتند از چه؟ نمی دانیم، نمی فهمیم و درک نمی کنیم!

البته شفاف سازی مالی و مشخص بودن هزینه خانواده ها موجب شده آمریکا یکی از منظم ترین سیستم مالی و بانکی را داشته باشد و با این وضعیت تخلف های کلان بانکی بسیار نادر اتفاق می افتد به همین علت اکثر تخلف های مالی در آمریکا و کلا غرب با اختلاس و سوءاستفاده دولتی اتفاق می افتد نه کلاهبرداری بزرگ بانکی مشابه تخلف مه آفرید.

مالیات های سنگین، محدودیت های فراوان برای سپرده گذاری و تشویق بنگاه های بزرگ اقتصادی به مصرف گرایی موجب شده فرهنگ مصرف در غرب نهادینه شود و غربی ها مصرف کنند و مصرف کنند. سود این بنگاه های بین المللی در این است که علاوه بر جوامع غرب سایر نقاط جهان نیز مصرف گرا باشند.

خرید

تصور کنید شرکت اپل گوشی جدیدی به بازار عرضه می کند همان طور که می دانید افراد بسیاری در جهان هستند که به صورت جنون آمیزی این گوشی جدید را خریداری می کنند در حالی که مدل قبلی همان گوشی موبایل را در اختیار دارند. در کشور خودمان نیز گوشی موبایل اپل به سرعت فروخته می شود و جدیدترین مدل گوشی آن تفاوت بسیار کمی با مدل قبلی اش دارد؛ کمی بزرگتر است و تصاویر را به صورت آهسته هم فیلمبرداری می کند! در ایران هم خیلی ها پول قرض می کنند تا اپل داشته باشند و عقب نیفتند از چه؟ نمی دانیم، نمی فهمیم و درک نمی کنیم!

شهید سیدمرتضی آوینی در مقاله ای با عنوان «تمدن اسراف و تبذیر» آورده است: «یک نظام صنعتی که چهل درصد از منابع اصلی جهان را برای تأمین نیازمندیهای جمعیتی کمتر از شش درصد جمعیت جهان مصرف میکند، تنها در صورتی میتواند کارآمد خوانده شود که در زمینهی تأمین سعادت، رفاه، فرهنگ، صلح و آرامش، و هماهنگی به توفیقهای عظیمی نایل آمده باشد. تصور نمیکنم تأکید بر این واقعیت ضروری باشد که نظام آمریکایی از نیل به چنین توفیقاتی ناتوان بوده…»۲

مصرف چهل درصد از منابع اصلی جهان، برای تأمین نیازمندیهای جمعیتی کمتر از شش درصد از انسانها! و این یعنی فاجعه. و البته عمق فاجعه به همینجا نیز ختم نمیشود.

امریکا و کشورهای توسعه یافته که اکنون رده های نخست رده بندی اقتصاد جهان را به خود اختصاص داده اند، و مالک بخش اعظمی از ثروت در جهان هستند، ثروت خود را چگونه کسب کرده اند؟ و چگونه ممکن است در جهانی که هزاران انسان از گرسنگی جان میدهند در گوشه دیگری از همان جهان، میلیونها تن ماده غذایی، تنها به خاطر کنترل قیمت بازار، معدوم گردد. و یا فکر نمی کنید که این دو مساله باهم در ارتباط باشند؟

روژه گارودی در کتاب «هشدار به زندگان» نمونه های دیگری از اعماق فاجعه را ذکر کرده است: «در مورد اسراف و تبذیر و ریخت و پاش مواد غذایی، تنها ذکر دو نمونه کافی است، دو نمونهای که بسیار هم سر و صدا به راه انداخته است: در سال ۱۹۷۴ مجتمع اقتصادی اروپا(CEE) دویست و بیست و پنج میلیون فرانک فقط خرج از میان بردن میوه ها و سبزیهایی کرد که بیم آن میرفت بهای میوه و سبزی را در بازار پایین بیاورد(!) در فرانسه در همان سال و به همین دلیل برای حفظ به اصطلاح بازار، دویست و پنجاه هزار تن سیب زمینی را از بین بردند! در ایالات متحده امریکا، تهیه کنندگان شیر، ده میلیون تن «لاکتوسروم» یا شیر رقیق را (گویا سالانه) دور میریزند، و حال آنکه ماده «پروتئینی» موجود در این شیر، اگر خشک شود، میتواند هشت میلیون نفر را تغذیه کند. در فرانسه، یک کارخانه پنیرسازی معمولی، هر روز حدود دویست تون از این ماده را دور میریزد در صورتی که اگر خشکانده شود، دوازده تون مادهی مغذی از آن بهدست میآید.»

این آمارها متعلق به سه دهه پیش است و با شتاب تندی که مصرفگرایی در غرب دارد اکنون میبایست اخبار بسیار شگفت انگیزتری از مصرفگرایی و اسراف در غرب در دست باشد.

سبد خرید

امریکا و کشورهای توسعه یافته که اکنون رده های نخست رده بندی اقتصاد جهان را به خود اختصاص داده اند، و مالک بخش اعظمی از ثروت در جهان هستند، ثروت خود را چگونه کسب کرده اند؟ و چگونه ممکن است در جهانی که هزاران انسان از گرسنگی جان میدهند در گوشه دیگری از همان جهان، میلیونها تن ماده غذایی، تنها به خاطر کنترل قیمت بازار، معدوم گردد. و آیا فکر نمیکنید که این دو مساله باهم در ارتباط باشند؟

مصرف گرایی در ایران

در کشور خودمان نیز سالیان سال است که مصرف گرایی رواج پیدا کرده و حتی تبدیل به یک بیماری روانی واگیردار شده است. این بیماری تهوع آور می تواند اقتصاد را از بین ببرد. دکتر راغفر اقتصاددان و استاد دانشگاه در زمینه شیوع تهوع آور مصرف گرایی در ایران می گوید: ” ما در زمینه فقر در دو دوره یعنی در فاصله سال های ۶۳ تا۹۰ بررسی انجام دادیم که نتایج بعضاً عجیب و شاید غیرقابل باوری بدست آمد و نشان می داد که مصرف گرایی به طور جنون آمیزی در کشور شیوع پیدا کرده است.

البته نشانه های این مصرف جنون زده را می توان در آگهی روزنامه های روزمره مشاهده کرد و نیازی به محاسبات شاخص های فقر و نابرابری نیست. واقع این است که آمار های خشک و محاسبات بی روح فقر و نابرابری به هیچ وجه منعکس کننده عمق مشقت و نکبت زندگی جمع کثیری از همنوعان ما نیست. آگهی‌های فروش پنت‌هاوس ۸۰۰ متری با دستگیره های طلا و یا خودرو های میلیاردی و یا اشکال تهوع آور مصرف گرایی در اطراف همه ما پراکنده اند و همزمان شاهد گسترش پدیده های اسفبار و دردناک در همین جامعه هستیم. گروه زیادی برای یافتن قوت خود و خانواده در سطل های زباله جستجو می کنند و گروهی به فروش جزیی بدن مثل کلیه و یا کلّی آن در شکل تن فروشی نیاز های روزمره خود را تامین می کنند. “

در نوشتارهای بعدی جزئیات بیشتری در مورد گسترش فرهنگ مصرف گرایی و خسارت های ناشی از آن منتشر خواهیم کرد. برای غنی تر کردن این گزارش ها مخاطبان می توانند ابعاد مختلف این مساله را در نظرات شان منتشر کنند تا از آن استفاده کنیم.

محسن صادقی
منبع: تبیان