چند سالی است که روند ساخت فیلم‌ و سریال‌های مذهبی در تلویزیون رو به کاهش رفته است. در این سال‌ها برخی از منتقدین و یا کارگردانان بارها عنوان کرده‌اند

چند سالی است که روند ساخت فیلم‌ و سریال‌های مذهبی در تلویزیون رو به کاهش رفته است. در این سال‌ها برخی از منتقدین و یا کارگردانان بارها عنوان کرده‌اند که ساخت و پخش سریال‌های مناسبتی در ایام خاص ضرورتی ندارد و گفتند: «فیلم ‌نامه نباید فدای مناسبت شود» مناسبت را حذف کردند ولی در نهایت کار قوی و هدف‌داری در آثار بعدی‌شان نیز دیده نشد و این حرف در حد شعار باقی ماندتنها نتیجه انتقاد آنان ضربه‌ای بود که به پیکره تولید فیلم و سریال‌های مناسبتی وارد شد.

image35753

به گزارش پایگاه خبری هرمز پرس، در روزهای آخر ماه صفر سریالی به مناسبت شهادت امام رضا (ع) در شبکه اول سیما به روی آنتن رفت. با شروع پخش سریال موج امید در بین مخاطبان سریال‌های مناسبتی ایجاد شد، ولی دیری نپایید که این موج به ساحل ناامیدی رسید.

در این سریال رعنا (لاله اسکندری) زن جوانی است که به تازگی از زندان آزاد شده و به دنبال کودک خود می‌گردد. به گفته رعنا که بارها در سریال تکرار شد تمام کشور را به دنبال دخترش گشته است. نخستین نکته‌ای که به ذهن مخاطب می‌رسد این است که چرا رعنا به جای این‌که در ابتدا به سراغ خانواده همسرش برود و سراغ دخترش را بگیرد، اول کل کشور را گشته بعد به سراغ خانواده همسرش رفته است.

در ادامه رعنا به راحتی منزل دکتر فروهر را که دخترش به آن‌ها فروخته شده است، می‌یابد و با دزدی کیف همسر دکتر و بازگرداندن آن، خیلی زود به خانه دکتر راه پیدا می‌کند.

رعنا دختر فراری است که با مرد خلافکاری به نام رامین (کامران تفتی) ازدواج و به همراه او مواد مخدر قاچاق می‌کرده است. رعنا یک روز در هنگام جابه‌جایی مواد دستگیر و به حبس ابد محکوم می‌شود اما بعداز پنج سال بنا به دلایلی که هرگز معلوم نشد از زندان آزاد می‌شود.

رعنا قبل از زندانی شدن پول کلانی را که از راه فروش مواد مخدر به دست آمده بود از شوهرش می‌دزدد و به یک حساب بانکی منتقل می‌کند. وقتی رامین از آزادی رعنا باخبر می‌شود، او را برای پس گرفتن پول‌ها تحت فشار می‌گذارد؛ ازسوی دیگر رعنا که توانسته اعتماد دکتر و همسرش را جلب کند، به دنبال مدرکی است تا بتواند ثابت کند دختر این خانواده فرزند اوست.

پدر رعنا که تاکنون او را به خانه راه نداده از زنان همسایه می‌شنود که نوه‌ دارد. با شنیدن این خبر بلافاصله رفتار او تغییر می‌کند و دخترش را ‌بخشیده و مشتاق دیدار نوه‌اش می‌شود بدون این که بخواهد بداند پدر بچه چه کسی بوده و یا تولد او شرعی بوده یا نه؟ این برخورد با توجه به دیدگاه‌‌های سنتی ایرانی منطقی نیست. اگر به جای پدر، مادر رعنا چنین رفتاری را نشان می‌داد شاید می‌شد آن را به حساب علاقه مادرانه گذاشت.

رامین که می‌خواهد معامله دوسر سود داشته باشد به رعنا می‌گوید که اگر پول‌ها را تحویل ندهد موضوع را به دکتر می‌گوید و از طرف دیگر به دکتر خبر می‌دهد که مادر کودک آزاد شده و به دنبال اوست و در قرار بعدی عکس وی را به او خواهد داد؛‌ در این شرایط رعنا قبول می‌کند که پول را تحویل دهد.

رعنا هنگامی که می‌خواهد به بانک برود از خدمتکار مسافرخانه دعایی را می‌پرسد که بارها و بارها پرسیده است. این دعا که چند کلمه بیش‌تر نیست: «یا وجیه عندالله اشفع لنا عندالله» به خاطر سپردنش برای رعنا سخت است. این امر با اصل شخصیت ‌پردازی رعنا تفاوت دارد زیرا رعنا باهوش و زرنگ نشان داده می‌شود.

رعنا رو به حرم امام رضا علیه السلام می‌کند و این عبارت را تکرار می‌کند. رامین که او و اعتقادات او را به سخره گرفته پایش می‌لغزد و از پله‌ها سقوط می‌کند. در این مرحله از سریال ابهامی باقی می‌ماند که چطور رعنا از اتهام هل دادن همسرش تبرئه شده است. لااقل سکانسی هر چند کوتاه در این باره باید تهیه می‌شد و نمایی هر چند کلی از آن به نمایش درمی‌آمد.

دکتر به رعنا شک می‌کند و تصمیم می‌گیرد درباره او تحقیق کند. تا اینجا تصویر روشنفکرانه‌ای از دکتر به نمایش درآمده است زیرا از رامین مدارکی گرفته که سرپرستی کودک را به او واگذار کرده است و این سئوال در ذهن مخاطب می‌ماند که دکتر که این همه محتاط بوده و به همه چیز به دیده تردید می‌نگرد، چرا قبل از استخدام رعنا تحقیق نکرده است.

دکتر و همسرش متوجه می‌شوند که نباید امید زیادی به پیروزی در دادگاه داشته باشد. بنابراین با دلی شکسته در ایام شهادت امام رضا علیه‌السلام به او متوسل می‌شوند. رعنا که می‌داند خانواده دکتر حق بزرگی بر گردن او و دخترش دارند، از امام رضا علیه السلام می‌خواهد که به آن‌ها نیز کمک کند ولی نمی‌تواند از دخترش بگذرد. بنابراین او نیز برای پیروز شدن در دادگاه به امام رضا علیه السلام متوسل می‌شود.

چند روز بعد رعنا متوجه می‌شود که خانواده دکتر از کشور خارج شده‌اند.

اگر از ایرادات جدی فیلم‌نامه و داستان بگذریم، دیگر نمی‌توان از ایرادات اعتقادی آن گذشت. موضع نویسنده و کارگردان سریال در چگونگی پایان سریال مشخص نیست.

این سریال با قاطعیت تاکید می‌کند امام رضا علیه‌السلام به دل خانواده دکتر فروهر انداخته که قانون را دور بزند و حق مادر و حتی خود کودک را ضایع و فرار کنند.

این تصمیم خانواده دکتر که افرادی مذهبی و معتقد هستند – همسر دکتر چادری است- خانواده مذهبی را زیر سئوال می‌برد ‌و القا می‌کند که این نوع خانواده‌ها با قدرت و پول می‌توانند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند.

در این داستان هیچ مبارزه یا پیگیری برای رسیدن به هدف وجود ندارد و فیلم نامه نتوانسته هیچ کششی ایجاد کند و بیننده را در بین زمین و آسمان معلق نگه می‌دارد زیرا دکتر آسان‌ترین و غیراخلاقی‌ترین راه حل را بر می‌گزیند.

رعنا با پولی که از راه حرام کسب کرده موسسه خیریه راه می‌اندازد. این سکانس بانیان موسسات خیریه را زیر سئوال می‌برد زیرا کودکان بی‌سرپرست در این سریال با پول حرام و شبهه‌ناک نگهداری می‌شوند.

اگر فرض کنیم هدف این سریال نشان تطهیر افراد و بازگشت آنان به جامعه بوده؛ این تطهیر به قیمت خراب شدن تصور مردم از قشر مذهبی جامعه و هر نوع کار انسان‌دوستانه‌ انجام شده است.

لازم بود کارگردان و فیلم‌نامه نویس (فلورا سام) به ضرورت اعمال نظر کارشناسان مذهبی توجه می‌کرد زیرا سخن از کرامات ائمه معصومین علیه‌السلام در میان است.

این بار نیز ساخت سریال‌های به ظاهر دینی ضربه مهلک دیگری به پیکره قشر مذهبی وارد کرد و این پرسش دوباره برای ما باقی ‌ماند که آیا وقت آن نرسیده که مسئولان صدا و سیما قبل از ساخت و پخش این‌گونه سریال‌ها نظارت جدی بر آن‌ها داشته‌ باشند؟

**لیلا شهبازی

منبع : دانا

انتهای پیام/