ان‌شاءالله بزودى با انجام وظیفه‌اى که مجلس شوراى اسلامى نسبت به انتخاب وزراى صالح خواهد کرد، دولت تشکیل خواهد شد و کارهاى بزرگ و مهمى را که بر عهده دارد، آغاز خواهد کرد. «رهبر معظم انقلاب

image7249

به گزارش پایگاه خبری هرمز پرس، تمام نزاع‌ها، درگیری‌ها، صلح‌ها و در کل اتفاقات واقع‌شده در طول تاریخ، از قدرت اراده و تصمیم‌گیری انسان نشئت می‌گیرد؛ قدرتی که مرز بین انسان و غیرانسان را مشخص می‌نماید.اراده‌ی انسان با توجه به وجود همیشگی دو جبهه‌ی حق و باطل، جریان‌های تاریخی را شکل داده و مفسر وقایع گوناگون است. گاه اراده‌ی انسان‌ها در جبهه‌ی حق تجمیع می‌گردد و گاه در جبهه‌ی باطل که به فراخور گرایش اراده‌ها، پیروزی هر جبهه رقم می‌خورد. به این ترتیب، خط‌دهی اراده‌هاست که پیروزی حق یا باطل را رقم می‌زند.

انقلاب اسلامی به عنوان یک واقعه‌ی تاریخی و در عین حال تاریخ‌ساز، نمود پیروزی جبهه‌ی حق بر باطل و همچنین توسعه‌ی این پیروزی در طول تاریخ بعد از خود است.(۱)با توجه به جریان تاریخی ایجادشده توسط انقلاب اسلامی و همچنین مراحل تاریخی طراحی‌شده در افق این انقلاب جهت زمینه‌سازی ظهور آخرین منجی، بررسی این مراحل و برنامه‌ریزی بر اساس گذران این مقاطع، از ضرورت ویژه‌ای برخوردار می‌گردد.

مراحل پنج‌گانه‌ی تحقق اهداف انقلاب اسلامی توسط رهبر انقلاب این گونه تشریح شده است: قدمِ اول تحقق انقلاب است. بلافاصله بعد از آن، تحقق نظام اسلامى است… بعد از آنکه نظام اسلامى پیش آمد، نوبت به تشکیل دولت اسلامى به معناى حقیقى مى‌رسد یا به تعبیر روشن‌تر، تشکیل منش و روش دولتمردان (یعنى ماها) به گونه‌ی اسلامى… مرحله‌ى چهارم کشورِ اسلامى است.

اگر دولت به معناى واقعى کلمه اسلامى شد، آن‌ گاه کشور به معناى واقعى کلمه اسلامى خواهد شد، عدالت مستقر خواهد شد، تبعیض از بین خواهد رفت، فقر به تدریج ریشه‌کن مى‌شود، عزت حقیقى براى مردم به وجود مى‌آید، جایگاهش در روابط بین‌الملل ارتقا پیدا مى‌کند؛ این مى‌شود کشور اسلامى. از این مرحله که عبور کنیم، بعد از آن، دنیاى اسلامى است. از کشور اسلامى مى‌شود دنیاى اسلامى درست کرد. الگو که درست شد، نظایرش در دنیا به وجود مى‌آید…

ما در کدام مرحله‌ایم؟ ما در مرحله‌ى سومیم. ما هنوز به کشور اسلامى نرسیده‌ایم. هیچ کس نمى‌تواند ادعا کند که کشور ما اسلامى است. ما یک نظام اسلامى را طراحى و پایه‌ریزى کردیم (ما یعنى همان‌هایى که کردند) و الآن یک نظام اسلامى داریم که اصولش هم مشخص و مبناى حکومت در آنجا معلوم است. مشخص است که مسئولان چگونه باید باشند. قواى سه‌گانه وظایفشان معیّن است. وظایفى که دولت‌ها دارند، مشخص و معلوم است؛ اما نمى‌توانیم ادعا کنیم که ما یک دولت اسلامى هستیم. ما کم داریم. ما باید خودمان را بسازیم و پیش ببریم (۱۲ آذر ۱۳۷۹).

با توجه به این بیان و همچنین تبیین جایگاه فعلی این جریان تاریخی، بررسی عملکرد مناسب در این مرحله و ملزومات گذار به مرحله‌ی بعد باید مورد مداقه‌ی جدی قرار گیرد.در مرحله‌ی دولت اسلامی باید ساخت دولت به سمت اسلامی شدن پیش رود که علاوه بر افراد، کارویژه‌های انجام‌شده توسط دولت اسلامی به گونه‌ای کامل و سالم صورت پذیرد. البته لازم به ذکر است مؤثرترین و مبنایی‌ترین عنصر در شکل‌گیری دولت اسلامی و نیل به مرحله‌ی بعد، نیروی انسانی و تصمیم‌گیرندگان در تمام قوا و مراکز تصمیم‌گیری نظام اسلامی است.(۲)به نظر می‌رسد دو ویژگی مهم جهت دستیابی به استانداردهای مرحله‌ی دولت اسلامی که باید در مسئولین وجود داشته باشد در دو موضوع خلاصه می‌شود:(۳)

۱٫ افق دید مسئول

۲٫ رفتار و منش مسئول

اولین موضوعی که باید برای یک مسئول رده‌بالا و تعیین‌کننده قائل بود داشتن یک افق دید و چشم‌انداز است؛ چشم‌اندازی که باید به آن اعتقاد داشت. افق دید است که به برنامه‌ریزی‌ها جهت می‌دهد و تمیزدهنده‌ی آن‌ها از یکدیگر است. بر اساس اولیات مدیریت، اعتقاد به اهداف مجموعه، از الزامات یک مدیر جهت نیل به اهداف خواهد بود و در غیر این صورت، انحراف یا عملکرد کُند نتیجه‌ی مدیریت غیراعتقادی خواهد بود.

موضوعی که باید برای یک مسئول رده‌بالا و تعیین‌کننده قائل بود داشتن یک افق دید و چشم‌انداز است؛ چشم‌اندازی که باید به آن اعتقاد داشت. افق دید است که به برنامه‌ریزی‌ها جهت می‌دهد و تمیزدهنده‌ی آن‌ها از یکدیگر است.بر اساس اولیات مدیریت، اعتقاد به اهداف مجموعه، از الزامات یک مدیر جهت نیل به اهداف خواهد بود و در غیر این صورت، انحراف یا عملکرد کُند نتیجه‌ی مدیریت غیراعتقادی خواهد بود.

موضوع دیگری که ذیل این بحث صورت می‌گیرد، استفاده از افرادی غیرمعتقد در داخل سطوح مدیریتی دولت اسلامی است. موضوعی که رهبر انقلاب این گونه به آن پرداخته‌اند:«من این ‌طور مى‌خواهم تعبیر کنم و این تعبیر، حاکى و گویاست: عرض من این است که در محیط وزارت‌خانه، آن جو حزب‌اللهى را غالب کنید. با همان بارِ معنایى که کلمه‌ی حزب‌اللهى دارد. باید آدم‌هاى متدین بر سرنوشت تشکیلات حاکم باشند. البته در سطوح مختلف، انسان مى‌تواند از همه‌ی کسانى که اندک چیزى بلدند و خودشان هم با ما هم‌عقیده نیستند و حتى مى‌گویند که هم‌عقیده نیستیم، استفاده کند. حرفى نیست. بنده در بخش‌هاى مختلف کشور، قسمت‌هایى را مى‌شناسم که آن مدیرى که در آن قسمت کار مى‌کند (البته مدیر در سطوح پایین یا یک کارشناس متخصص) اعتقادى هم به راه انقلاب ما ندارد؛ اما خودش را در خدمت این مدیریت قرار داده، در خدمت این تشکیلات یا این وزارت‌خانه یا این اداره قرار داده است و کار مى‌کند. به این شکل مى‌توانید از خدمات افراد استفاده کنید. اما آن‌هایى که تعیین‌کننده‌اند، راه را مشخص مى‌کنند و به خصوص، در سطوح بالاى مدیریت و نیز کارشناسی‌هایى که خط‌دهنده هستند، باید افرادى باشند با روحیه‌ی انقلابى و اسلامى عمیق.» (۳ شهریور ۱۳۷۲)

بر این اساس، نقش و تأثیر مسئولین رده‌بالا مشخص می‌گردد؛ نقشی که اگر با جهت‌گیری صحیح و اعتقاد به مبانی و آرمان‌های اسلام و انقلاب آن را انجام دهند، می‌تواند از پتانسیل افراد غیرمعتقد نیز استفاده کند و در راستای اهداف خود از آن‌ها بهره ببرد.عنصر یا ویژگی دیگر مسئولین، که در جهت ساخت و اصلاح شرایط موجود به سمت دولت اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد، رفتار و منش مسئول در فضای جامعه است. این ویژگی جدا از تأثیراتی که در مرحله‌ی دولت‌سازی ایفا می‌کند، به عنوان عنصری جهت گذار از این مرحله و انتقال صفات و رفتار اسلامی به سطح جامعه، جهت شکل‌گیری کشور و جامعه‌ی اسلامی عمل نماید.

رهبر انقلاب در این خصوص این گونه توضیح می‌دهند: «من و امثال من اگر خودمان صادق باشیم، مى‌توانیم مردم را صادق بار بیاوریم. اگر خود ما اسیر هوا‌ و هوس نباشیم، مى‌توانیم مردم را آزاد از هوا‌ و هوس بار بیاوریم. اگر ما شجاع باشیم، مى‌توانیم مردم را شجاع بار بیاوریم. اگر من و امثال من اسیر هوا‌ و هوس و دنبال طمع و بنده و ذلیلِ ترس و طمع خود بودیم، نمى‌توانیم مردم را با فضایل بار بیاوریم، این بسته به شانس و اقبال هر کسى است که در گوشه‌اى معلم خوبى پیدا کند و به صورت فردى تکامل یابد، جامعه پیش نخواهد رفت. دولت اسلامى است که کشور اسلامى به وجود مى‌آورد. وقتى کشور اسلامى پدید آمد، تمدن اسلامى به وجود خواهد آمد. آن وقت فرهنگ اسلامى فضاى عمومى بشریت را فراخواهد گرفت. این‌ها همه‌اش با مراقبت و با تقوا عملى است؛ تقواى فردى و تقواى جماعت و امت.» (۲۸ مرداد ۱۳۸۴)

با توجه به توضیحات بالا و همچنین نزدیکی به موعد تشکیل جلسات مجلس شورای اسلامی جهت بررسی کابینه‌ی معرفی‌شده‌ی دولت جدید، به نظر می‌رسد نقش مجلس به عنوان یکی از بخش‌های نظام اسلامی و نمایندگان مجلس به عنوان بخشی از کارگزاران نظام، بسیار تعیین‌کننده است.

مجلس باید این نکته را مد نظر قرار دهد که انتخاب یک وزیر به عنوان مؤثرترین و تعیین‌کننده‌ترین فرد در کارویژه‌های تخصصی دولت چه اهمیتی دارد و نسبت این انتخاب با حرکت انقلاب در مسیر خود چیست؟بر اساس دو فاکتور ارائه‌شده برای یک مسئول دولت‌ساز، در نظام اسلامی باید هم نوع نگاه و افق دید وزیر پیشنهادی مورد مداقه‌ی جدی قرار گیرد و هم نوع رفتار و منش وی بررسی گردد.

این دو ویژگی با توجه به اقتضائات زمان، دارای مصادیق خاص خود خواهد بود. به طور مثال، تعریف نسبت یک وزیر با فتنه‌ی ۸۸ با توجه به فرق فهم یک مسئول رده‌بالای سابق و یک فرد عادی و یا بررسی عملکرد سابق وزرای پیشنهادی و نسبت‌شان با اصول و آرمان‌های انقلاب و وابستگی‌های حزبی و گروهی آن‌ها در چارچوب فاکتور حیاتی اول منظور می‌گردد و از طرفی، برخی رفتارها و منش‌های فردی وزرای پیشنهادی که در کلام رهبر انقلاب نیز مطرح شده است، باید مورد بررسی قرار گیرد؛ موضوعاتی از قبیل اشرافی‌گری، فساد اداری، ویژه‌خواری، کم‌کاری، بی‌توجهی به بیت‌المال یا سایر صفات منفی دیگر.(۴)

در پایان این نکته قابل ذکر است که نتیجه‌ی قطعی وجود هر دو شاخص کلان در یک مسئول، به ویژه به عنوان یک وزیر، ایجادکننده‌ی احساس خودباوری دینی و ملی است؛ احساسی که سرمنشأ مقاومت، شجاعت و ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی‌های دولت‌های معاند نظام را فراهم می‌آورد.بدیهی است مماشات مجلس در این برهه‌ی حساس می‌تواند نوعی عقب‌گرد را در ساخت دولت اسلامی و حرکت رو به جلوی تمدن‌سازی نوین اسلامی ایجاد نماید.

پی‌نوشت‌ :

۱٫ رهبر انقلاب: «از نظر اسلام و بینش اسلامى، جریان عالم به سمت حاکمیت حق و به سمت صلاح است؛ این بروبرگرد هم ندارد.» ( ۱۲ آذر ۱۳۷۹)

۲٫ «مرحله‌ى بعد از نظام اسلامى، دولت اسلامى است. در این راه هم حرکت کردیم. مسئولان مؤمنى، وزراى خوبى، نمایندگان خوبى، رؤساى جمهور باایمانى، یکى پس از دیگرى امور کشور را بر عهده گرفتند؛ اما دولت اسلامى‌اى که بتواند مقاصدى را که ملت ایران و انقلاب عظیم آن‌ها داشت تأمین کند، دولتى است که در آن رشوه نباشد، فساد ادارى نباشد، ویژه‌خوارى نباشد، کم‌کارى نباشد، بى‌اعتنایى به مردم نباشد، میل به اشرافى‌گرى نباشد، حیف و میل بیت‌المال نباشد و دیگر چیزهایى که در یک دولت اسلامى لازم است. در تعالیم امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه همه‌ى این‌ها وجود دارد. نگویند این‌ها مربوط به ۱۴۰۰ سال قبل است. این حرف‌هاى تکرارى و شبهه‌هاى صدها بار ردشده را بعضى‌ها باز تکرار مى‌کنند… اگر به توفیق الهى بتوانیم در این جهت خود را کامل کنیم و قدم‌هایى را که تا امروز بحمدالله برداشته شده کامل کنیم، آن وقت کشور اسلامى به همان شکلى که گفتم، به وجود خواهد آمد؛ یعنى دولت اسلامى مى‌تواند کشور اسلامى به وجود بیاورد.» (۲۸ مرداد ۱۳۸۴)

«بعد از آنکه نظام اسلامى پیش آمد، نوبت به تشکیل دولت اسلامى به معناى حقیقى مى‌رسد یا به تعبیر روشن‌تر، تشکیل منش و روش دولتمردان (یعنى ماها) به گونه‌ی اسلامى؛ چون این در وهله‌ى اول فراهم نیست، به تدریج و با تلاش باید به وجود آید. مسئولان و دولتمردان باید خودشان را با ضوابط و شرایطى که متعلق به یک مسئول دولت اسلامى است، تطبیق کنند. یا چنان افرادى (اگر هستند) سر کار بیایند یا اگر ناقص‌اند، خودشان را به سمت کمال در آن جهت حرکت دهند و پیش ببرند.» (۲۱ آذر ۱۳۸۰)

۳٫ «از همان اوان کار، تلاش براى تشکیل دولت اسلامى شروع شد. بعضى‏‌ها می‌گویند شما بعد از ۲۷ سال مى‏‌خواهید دولت اسلامى تشکیل دهید؟ نه، تلاش و اقدام براى تشکیل دولت اسلامى از روز اول شروع شد، منتها افت‌وخیز داشته، پیشرفت و عقب‌گرد داشته، در جاهایى موفق بودیم، در برهه‌اى موفق نبودیم. بعضى از ماها وسط راه پایمان لغزید؛ بعضى از ماها در اصل هدف مردد شدیم؛ بعضى از ماها نتوانستیم خود را نگه داریم؛ دل‌بسته‏ى به رفتارهاى طاغوتى شدیم.» (۸ شهریور ۱۳۸۴)

۴٫ رجوع شود به پی‌نوشت ۲

محمدرضا پهلوانی؛ کارشناس سیاسی

منبع: برهان

انتهای متن/