موضع ضد ایرانی و تهدید به حمله اوباما، پس از مذاکره وزاری خارجه دو کشور و مکالمه تلفنی دو رئیس جمهور نشان از خوش بینی و ساده لوحی برخی افرادی دارد که همواره در دام پیش داوری و قضاوتهای عجولانه گرفتار بوده اند.

image18768

به گزارش پایگاه خبری هرمز پرس،در روزهای اخیر اخبار و تحلیل هائی از برخی افراد معلوم الحال در رسانه ها مبنی بر حذف شعار مرگ بر امریکا منعکس می گردد که گویا ایالات متحده از خوی درندگی خودش دست برداشته و حقوق مسلم حمهوری اسلامی را به رسمیت شناخته و نظم نوینی در عرصه مناسبات جهانی در حال شکل گیری است که نوید حذف روحیه امریکا ستیزی را در ایران و به تبع ان در دیگر کشورها را می دهد . اما واقعیات نزدیک ، خلاف این موضوع را ثابت می کند . موضع ضد ایرانی و تهدید به حمله اوباما، پس از مذاکره وزاری خارجه دو کشور و مکالمه تلفنی دو رئیس جمهور نشان از خوش بینی و ساده لوحی برخی افرادی دارد که همواره در دام پیشداوری و قضاوتهای عجولانه گرفتار بوده اند سخنان وندی شرمن معاون جان کری وزیر امورخارجه امریکائیها که به ملت ایران توهین نمود و گفت: نیرنگ در DNA ایرانیها است. ” بیانگر خوی استکباری دولتمردان امریکا می باشد.

در این نوشتار ذیلا به برخی ریشه های مختصات فکری و رفتاری صاحبان قدرت رسمی در امریکا اشاره می گردد که زمینه دشمنی ، استکبار ستیزی و عدم همسوئی با نظام سلطه را توجیه می نماید.

واشنگتن با نگاه امر دهی و امر بری و تقسیم جهان به دو اردوگاه خیر و شر همواره پیشتاز عملکرد استکباری علیه ملل مستضعف بوده است. وجه تکبر برای این کشور انتخاب احسن و شایسته ایست که می تواند بخشی از ابعاد رفتاری و غیر انسانی دیدگاه های سلطه طلبانه را توجیه نماید . اگر امروز در ادبیات سیاسی و بین المللی اسم امریکا مترادف با تجاوز و سلطه تبین می گردد استنباطی قرین صحت و فارغ از هر گونه گزافه گوئی می باشد. رژیم حاکم بر ایالات متحده امریکا در مناسبات جهانی در حوزه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی بدون اهتمام به حقوق دولت ها و ملت ها ، صرفا با هدف دستیابی به انگیزه های افزون طلبی خود الگوئی را ترسیم نموده است که خروجی ان همواره امریکا را فائق ارتباطات قرار داده است.نظام سیاسی مذکور در تبین جایگاه ملتها در روابط بین الملل با نگاهی تحقیر امیز منافع ملی و امنیت ملی کشورها را به عنوان متغیر تابعی از راهبردهای کلان داخلی و فراملی خود تعریف نموده است.

تفرقه در بین ملتها به ویژه جهان اسلام یکی از دلائلی است که این کشور را مستحق نفرت مردم ایران و مسلمانان جهان و ازادیخواهان در عرصه گیتی می نماید . دولتمردان این کشور مکانیسم دستیابی به منافع ملی و امنیت ملی خود را در واگرائی کشورها می بینند که این مهم برای جهان اسلام که عوامل پیوستگی و انسجام بخش فراوان دارد حائز اهمیت می باشد . واشنگتن همواره تلاش کرده است که مردم شیعه ایران را با نگاه خرده فرهنگ قومیتی و سیاه نمائی علیه حاکمیت، نسبت به نظام بد بین و به عنوان پاشنه اشیل حکومت اسلامی معرفی نماید . پس از ایران جدائی بین شیعه و سنی و حتی تلاش برای رویاروئی در جهان اسلام سازوکار دیگری است که در اتاق های فکر ایالات متحده تئوریزه ولی در عرصه عملیاتی شدن با مشکل مواجه می شود.

ثروت اندوزی و توسعه طلبی سیری ناپذیر سردمداران نظام سلطه انها را بر ان داشته تا با خلق بهانه های متفاوت بستر بی ثباتی و نا امنی ذهنی و عینی را بر ای افکار عمومی در اقصی نقاط جهان فراهم نمایند وبا سنگر گرفتن در پشت مفاهیم حقوقی سازمان ملل انگیزه های سیاسی خود را تعقیب نمایند به عنوان نمونه مصادیق سالهای اغازین قرن ۲۱، یعنی حمله امریکا در سال ۲۰۰۱ به افغانستان و تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق که دلائل منطقی و استدلال دارای وجاهت حقوقی در مورد هیچ کدام از این دو کشور ارائه نکردند . پیشینه لشکرکشی های واشنگتن در قرن ۲۰ و حضور عینی و کار گردانی د ر جنگ های منطقه ای نیز در جای خود قابل بحث و تامل می باشد. بر کسی پوشیده نیست که صاحبان صنایع و مجتمع های صنعتی – نظامی دولتمردان امریکا را برای فروش تسلیحات ترغیب به جنگ افروزی می کنند.

حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی در اسیای جنوب غربی که یک زخم التیام نیافتنتی بر پیکره جهان اسلامی می باشد توسط بریتانیا متولد و متعاقب ان امریکا حمایت ها ی گسترده خود را از این ارتش غاصب ادامه داد. ایا رژیمی که در زندانهای مخوف خود زنان و کودکان خردسال را زندانی نموده و شکنجه های قرون وسطائی برای پذیرش سیطره نامشروع خود به انها وارد می نماید سزاور مرگ و فنا نمی باشد ؟ رژیم نامشروعی که زنان مسلمان را به جرم تظاهرات علیه یورش تانکهای اسرائیلی غاصب به کرانه باختری زندانی نموده و علاوه بر شکنجه های جسمی توسط ماموران اموزش دیده موساد تهدید به عریان نمودن در بازرها و در انظار مردم می نمایند نباید مسلمانان و شیعیان که امروزه جمهوری اسلام به برکت بهره گیری از مکتب اهل بیت پیشگام می باشد ؛ فریاد مرگ و نیستی را برای انها و امریکای جنایتکار خواستار باشند . این صرفا نمونه جزئی و کوچکی از ظلم و جنایت ارتش اشغالگر قدس در سرزمینهای اشغالی می باشد که همه اقداماتش را به مدد حمایت های کاخ سفید علیه مسلمانان بی گناه و مظلوم فلسطین انجام می دهد ..

سران کاخ سفید همواره برای تسهیل و تسریع اقداماتشان در مقیاس منطقه ای و جهانی و برای کاستن از مخالفت ها نیازمند دولتهای همسو با خود می باشند لذا رفتار دوگانه انها نسبت به شعارهایشان در خصوص دموکراسی کاملا به وضوح قابل اثبات می باشد . تصمیم گیرندگان ایالات متحده در کشورها برای به کرسی نشاندن چهره دست نشانده خود بعضا انتخابات مردمی را مخدوش نموده تا تیم همسو با انها در مصدر قدرت قرار گیرد . رفتار متضاد امریکا در ابطال انتخابات الجزایز ، جنجال سازی علیه انتخابات ۲۰۰۶ و پیروزی حماس در فلسطین و یا همه انتخاباتهای برگزار شده در جمهوری اسلامی به نوعی از یک استراتژی واحدی تبعیت می کند و از همه پر رنگ تر در مورد انتخابات ایران حمایت از فتنه سال ۱۳۸۸ که مقامات این کشور با ذوق زدگی و اشتیاق فراوان با حضور خیابانی معدودی از افراد فریب خورده و ورشکسته سیاسی ارزوی های چندین ساله خود را قابل تحقق ارزیابی نمود و لذا با تکرار اتهامات تکراری گذشته به حمایت از فتنه گران پرداخت تا شاید افراد وابسته به خود را در مصادر امور ببیند که این خواسته به لطف خدا و هوشیاری مردم در تبعیت از ولایت فقیه ناکام ماند.

دشمنی امریکا با ایران از انجا نشات می گیرد که بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران روابط موجود سیاسی را بر مبنای مکتب ماتریالیستی به چالش کشید و ادبیات قرانی و اسلامی را جایگزین عرف ظالمانه موجود نمود . اندیشه حضرت امام ( ره) وضع موجود را که بر اساس شاخص های اومانیستی و لیبرالیستی از نظر منظومه فکری غربی ایده ئال و بریایه چپاول گری محسوب می شد دگرگون نمود و به ملتها جرات و جسارت مخالفت بخشید تا نا رضایتی و انزجار خود را از سیاستهای قلدرمابانه امریکا علنی نمایند . به همین دلیل دولتمردان امریکا از هیچ اقدامی برای سرنگونی ، تضعیف ، ضربه زدن به جمهوری اسلامی دریغ ننمودند ؛ با حمایت از لیبرال ها ، تحمیل جنگ ۸ ساله ، کودتای نوژه ، حمله به طبس ، ساقط کردن هواپیمای مسافربرس ایران ، تحریم ایران سنگ اندازی در استفاده از انرژی هسته ای و …. سزاور مرگ و فنا شدن می باشد و این مهم نه تنها خواست مردم ایران نیست بلکه ارزوی ملتهای مسلمان و مردم ستمدیده از امریکا می باشد . بنابراین نفرت و انزجار باطنی از مستکبرین عالم از دل ملت ایران بیرون نخواهد رفت که این روحیه استکبار ستیزی را در همه زمانها و مناسبتها به نمایش خواهد گذاشت.

منبع: دانا

انتهای پیام/