به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هرمزپرس؛ قلب پایتخت اقتصادی ایران یا بهتر بگویم بندرعباس با مرکزیت فلکه برق مکانی که زبانزد اهالی هرمزگاk بویژه مردم بندرعباس است جایی که تمام زرق و برق دنیا از بازار قدیمی بنام بازار روز بندرعباس و بازرار لاری ها گرفته تا ساختمان های سربه فلک کشیده جدید و شیک، اطراف آن را احاطه کرده اند، و  تمامی اقشار جامعه برای رفع نیازهای اولیه و ثانویه خود بدون استثنا ناچار هستند به آن جا مراجعه کنند.

در میان هیاهوی رفت و آمدهای شهروندان و خودروهای مختلف اغم از تاکسی، اتوبوس های شهری و نیز خودروهای شخصی مادری با فرزند عزیر خود سال هاست که مامنی را در گوشه ای از پیاده رو برای خود انتخاب کرده است بلکه بتواند زخمی از هزاران زخم زندگی خود را درمان کند.

سال هاست که به یاد دارم بانویی لاغر اندام برخوردار از قدی متوسط، چهره ای سبزه  و با نمک با پوشش خاص بومیان این منطقه بر روی صندلی در کنار داروخانه ای نشسته و با انجام کار هنری و در حال بافت پارچه مخصوصی جلوه ای ویژه ای به منظره پشت سر خود هدیه کرده است البته این را هم عرض کنم در کنار این مادر جذاب فرزندی بر روی ویلچر قرار گرفته که هر از گاهی سرخود را به طرفین حرکت می دهد و این مادر برای نجات فرزندش از گرما، پنکه دستی را در کنارش روشن کرده تا یاسرش بتواند گرما را تحمل کند.

گاهی برخی از افراد حدود چند ثانیه و کمتر از یک دقیقه بامادر احوال پرسی کرده و مقداری از پولی را که به همراه خود دارند برروی پاهای فرزندش می گذارند و پس از بر زبان آوردن دعای شفای یاسر از او خداحافظی می کنند و مادر را با چهره ای غمگین با کوله باری از غم تنها می گذارند.بانوی اسوه صبر و استقامت که اکنون بعنوان یک فرد عادی در اذهان مردم لانه کرده و برخی از افراد با بی  اعتنایی از کنارش عبور می کنند.

 

رنج ده ساله سکینه از بیماری فرزندش

با دلهره و غمی که از دیدن این منظره دردناک بر چهره ام نشسته پس از مدتی کوتاه به خود جرات می دهم که به سکینه سالمی مادر مهربان و رنج کشیده یاسر نزدیک شوم اندکی پس از احوال پرسی با او، بالاخره زبانم باز می شود و پای درد و دل هایش می نشینم.

سکینه سالمی بانویی حدود چهل و پنج ساله دارای پنج فرزند شامل سه پسر و دو دختر است طبق صحبت هایش دختران خود را با هر رنجی که بوده راهی خانه بخت کرده، یکی از پسرانش دیگرش با سه فرزند در کاشان زندگی می کند اما آن یکی فرزندش چندسال پس از ازدواج صاحب فرزند پسری می شود اما به دلیل اعتیاد همسرش از وی جدا می شود حال  هر کدام  از آنها گرفتار مشکلات زندگی خودشان هستند.

سکینه رنج ده ساله بیماری فرزندش را با سایر اعضای خانواده به دوش می کشد و غمخواری برای این درد خود پیدا نمی کند برحسب کنجکاوی ابتدا از یاسرش می پرسم و او با چهره ای که غم بر آن نشسته می گوید: در اسلام آباد کهنوج از شهرستان های استان کرمان رندگی می کردیم حدود ده سال پیش زمانی که یاسرم ۱۷ ساله بود  با یک ماشین تصادف کرد و  به بیمارستان منتقل شد و طبق معاینات پزشکی ضربه مغزی شده است.

 

وضعیت بد مالی مانعی بزرگ سر راه درمان یاسر 

این مادر افزود: قبلا نمی توانست حرکت کند اما اخیر می تواند دست و پایش را تکان دهند و اگر به پشت خوابیده به سمت چپ یا راست می خوابد؛ برای درمانش تلاش کردم  حتی از پزشکان تهران نوبت گرفتم اما چون از هیچ کس کمکی دریافت نکردم مجبور شدم ادامه درمانش را متوقف کنم به هرجا که مراجعه کردم دریغ از کمی کمک!

وی ادامه داد: راننده ماشین پس از تصادف ما را به حال خود رها کرد و حتی دیه ای هم به فرزندم پرداخت نشد از آنجایی که در زادگاه و محل زندگی خودمان هیچ گونه در آمدی نداشتیم، زندگی در غربت و بدون هیچ آشنایی را انتخاب کردیم شاید بتوانیم برای درمان فرزندم چاره ای بیابیم اما پس از ورود به این شهر تمامی درهای امید به رویمان بسته شد.

سکینه از وضعیت بد مالی خانواده و آشنایانش می گوید که از قشر ضعیف جامعه هستند و حتی در طایفه خود فردی که از لحاظ مالی وضع بهتری داشته باشند، ندارند که برای کمک به او پناه ببرند به همین دلیل به غربت پناه آورده اند.

این مادر با اشاره به وضعیت جسمانی همسرش گفت: پدر باسر به دلیل کهولت سن توانایی کار کردن ندارد و قبلا هم در اداره یا شرکت خاصی کار نکرده که تحت پوشش بیمه باشیم به همین دلیل به ناچار برای اینکه بتوانم گره ای از مشکلات خود باز کنم  مجبور شدم به همراه فرزندم در گرما و سرمای بندرعباس به این مکان پناه بیاورم.

حق پرستاری ام پرداخت نمی شود

بانوی اسوه صبر و استقامت ادامه داد: با یارانه سه نفر مخارج زندگی خود را تامین می کنیم  و فقط یاسر تحت پوشش بهزیستی است و دوماه و یا سه ماهی حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومان واریز می شود که کفاف خرج خودش را هم نمی  دهد چه برسد به اداره زندگی سه نفر. قبلا حدود ۱۰۰ تومان حق پرستاری خودم پرداخت می شد اما الان همان هم پرداخت نمی شود.

وی افزود: هر ماه  ۴۵۰ هزار تومان کرابه خانه می دهیم، سه روزی ۴۰هزار و ۲۰۰ تومان باید برای یاسر شیر بخرم و همچنین هزینه خرید سرنگ، باند، تشک، پوشاک و…  دارد و از طریق شیلنگ تغذیه می شود به همین دلیل مجبور هستم اینجا بشینم تا از طریق کمک های مردم هزینه های زندگی ام را تامین کنم.

سالمی با تاکید بر اینکه از سوی هیچ نهادی کمک خاصی دریافت نکردیم، اظهار کرد: فقط ۶سال پیش کمیته امداد ۲۰۰ هزار تومان کمک کرد و بعد از آن دیگر حمایتی ندیدیم اگر بهزیستی مبلغ ۲۰۰ هزار تومان پرداخت می کرد بهتر بود البته تبیض هم قائل می شوند چون کپی اجاره نامه برخی از افراد را در پرونده آنها درج کرده اند و دوماهی یک بار حدود  ۵۰۰ هزار تومان پرداخت می کنند که ما از همان هم محروم هستیم.

این مادر رنج کشیده از هنرهای خود می گوید که مدرک قالی باقی دارد و همچنین قبلا گلدوزی شلوار بندری و زری بافی هم انجام می داده اما بخاطر بیماری یاسر و رسیدگی به او دیگر نتوانسته آنها را به خوبی انجام دهد اما روزها که به همراه پسرش در این مکان می نشیند هنری که نشان دهنده اصالتش است را هنوز انجام می دهد.

وی در پاسخ به این سوال که در حال حاضر چه کاری انجام می دهید، گفت:  برای تامین بخشی از مخارج زندگیمان در حال بافت زی آستین روی پارچه شیشتاری هستم که در قسمت سرآستین، یقه، جیب پیراهن فون بلند و مانتو و همچنین لبه شلوارهای زنان بلوچ دوخته می شود.

بافت لباس کامل به قیمت ۱۵۰ الی ۲۰۰ تومان به فروش می رسد

این مادر رنج کشیده با اشاره به زمان بافت زی آستین افزود: بافت آستین یک هفته الی ده روز و بافت قسمت های تمام یک لباس ۳ الی ۴ ماه زمان می برد اما من به دلیل رسیدگی به کارهای یاسر حدود یک ماه کار بافت آستین ها را تمام می کنم اما با اینکه زمان بر هست این بافت ها به قیمت ۱۵۰ الی ۲۰۰ هزار تومان به فروش می رسد که مخارج زندگی سه نفره ای که بیمار دارد، را تامین نمی کند.

وی تاکید کرد: اگر هزینه زندگی مان به درستی تامین می شد هیچ گاه حاضر نبودم در گرما و سرما پسر بیمارم را  در سرما و گرمای طاقت فرسای جنوب همراه خود به مکان پر رفت و آمد بیاورم و به این کار تن دهم و اگر شرایط کارگری برایم فراهم بود حتما انجام می دادم.

سالمی یادآور شد: زمانی که از مسئولان بهزیستی تقاضای کمک کردم گفتند که ۵میلیون به شما می دهیم در مقابل یاسر را از چرخه حمایتی بهزیستی خارج می کنیم که با این شرط نپذیرفتم.

بانوی اسوه صبر و استقامت از مسئولان تقاضا کرد که با این مادر رنج دیده همکاری کنند و اگر امکان دارد مبلغی به عنوان وام در اختیارش بگذارند تا بتواند کاری برای خود دست و پا کند و مایه افتخار و سربلندی خود و خانواده اش باشد.

 

انتهالی پیام/