یکی از مباحثی که اخیرا جامعه دینی وسیاسی کشور را درگیر خود کرده، وظیفه حاکم اسلامی نسبت به دین و آخرت مردم است / فرق حاکم اسلامی با حکام دیگر در مسئله دین کجاست .

« ان الله اصطفاه علیکم وزاده بسطه فی العلم و الجسم »« خداوند او را برشما برگزیده است وفزونی علم وتوانایی و قدرت جسم به او بخشیده است.» (سوره بقره, آیه ۲۴)

 پایگاه خبری هرمزپرس ، شاپور ارژنگ فارغ التحصیل علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی قشم پیرامون این موضوع نوشت :یکی از مباحثی که اخیرا جامعه دینی وسیاسی کشور را درگیر خود کرده، وظیفه حاکم اسلامی نسبت به دین و آخرت مردم است.

لازمه بحث در این موضوع فهم وشناخت عمیق از آموزه های اسلام می باشدکه بطور جامع می توان از قرآن بعنوان راهنمای بشریت و در مرحله بعداز احادیث و روایات بزرگان و معصومین استخراج نمود.لذا با علم نسبت به تحریف هایی که در دیگر ادیان وکتب آسمانی (انجیل وتورات) طی قرون متمادی انجام پذیرفته بایستی به مقایسه بین آموزه های اسلامی و آموزه های به جا مانده از دیگر ادیان و مکاتب پرداخت.

اساسا ریشه این تفکر که حکومت حق دخالت در مسائل دینی و اعتقادی مردم را ندارد و بالعکس،بیشتر به مبانی سکولاریسم یا جدایی دین از حکومت برمی گردد، جنگ های وحشیانه وخونین سی ساله در اروپای قرن ۱۷، آن زمانی که کلیسا بعنوان مرکز دینی همواره بعنوان قدرت مطلق شناخته می شود چنانچه حکومت های پادشاهی و نظامی تحت فرمانبرداری آن بودند. رسوخ بدعت های غلط و نابجا در تعالیم مسیحیت(انجیل)، کلیسا را که در بسیاری مسائل همچون علم همواره حرف اول را می زد ازجایگاه گذشته خود تنزل داد. این ناتوانی باعث شد حکومت های پادشاهی و مردم بسیاری از کشورهای اروپایی حاضر به پذیرش این شرایط نباشند، لذا قرارداد وستفالی که عملا کلیسا را از متن جامعه جدا و به حاشیه برد،پایانی بود برجنگ های ویرانگر طرفداران کلیسای کاتولیک با پیروان مذهب جدید(پروتستان) که خواستار اصلاحات بودند.

حال باید دید در اسلام که قرآن بدون اندکی تغییر برای مسلمانان به جا مانده وهمواره راهگشای بشریت بوده کما اینکه کشورهای غربی پیشرفت خود را مدیون اندیشمندان مسلمانی هستندکه علم خود را از قرآن فراگرفته اند، بسی جای سئوال است چرا عده ای در عمل خواستار جدایی سیاست و حکومت از این دین پویا وسعادت بخش هستند.

بگذاریم مردم در سلامت روحی باشند اینقدر در زندگی مردم هرروز دخالت نکنیم ولو به خاطر دلسوزی بگذاریم مردم راه بهشت را انتخاب کنند به زور شلاق نمی شود مردم را به بهشت برد” مطلبی که از پیش رو گذشت قسمتی بود از سخنان رئیس جمهور محترمدرهمایش بیمه سلامت،حال باید پرسید آیاجمهوری اسلامی بعنوان حکومت اسلامی مطرح نیست؟و آیا هدف حکومت اسلامی ادامه راه پیامبر عظیم الشان اسلام نیست؟آیا پیامبر رسالت خود را در دعوت از مردم نمی دید؟وهر کس از صراط مستقیم منحرف می شد وظیفه ای برپیامبر نبود؟ مگر پیامبران و اولیاء الهی صرفا برای سعادت اخروی مردم کوشیدند وتعالیم آنها برای دنیا چاره ساز نبود؟ پس چگونه بسیاری از مردم بوسیله پیامبران الهی از جهل خویش و ظلم وستم حاکمان زمان خود در همین دنیا رهایی یافتند؟

امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند:”اگرآنچه من می گویم گوش کنید و عمل کنید من شما را به بهشت خواهم رساند”

حال مشخص نیست چگونه عده ای با متوهم خواندن بزرگان که بعنوان راهنما و پیشوای مردم وظیفه هدایتگری امت را انجام می دهند، زمینه را برای راه اندازی موجی از اتهامات توسط رسانه های خارجی وبرخی رسانه های مغرض داخلی فراهم می سازند.

فرق حاکم اسلامی با حکام دیگر از منظر رهبرانقلاب این است که حاکم اسلامی می خواهد کاری کند که مردم به بهشت برسند، به سعادت حقیقی و اخروی و عقبائی برسند،[لذا]راه ها را باید هموار کند، اینجا بحث زور و فشار و تحمیل نیست؛بحث کمک کردن است. فطرت انسان ها متمایل به سعادت است ما باید راه را باز کنیم.(۲۳/۲/۹۳)

فرمایشات مقام معظم رهبری تنها چندروز پیش از صحبت های رئیس جمهور در نقد هدایتگری مردم می باشد.

شاپور ارژنگ/ فارغ التحصیل علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی قشم