سیاهه بلند نامزدها برای احراز کرسی های انتخاباتی در سطوح بالادست مدیریتی جامعه، اگر واقعی باشد که باید کلاهمان را به آسمان انداخته و هورا بکشیم که جامعه ما تا این حد از توانمندان فرهیخته برخوردار است.

index2

به گزارش پایگاه خبری هرمز پرس، به معتادی گفتند: چرا گرفتار اعتیاد شدی؟! معتاد خیلی سریع و کاملاً نخ نما و تکراری در پاسخ آنها گفت: تاثیرپذیری از همنشینی و تحریک منفی دوستان ناباب! رندی در آن میانه پرسید: فقط دوستان ناباب؟! معتاد منصفانه گفت: نه، تریاک ناب و ذغال باب و فکر خراب و فراوانی بی حساب و کتاب و سایر اسباب هم بی تاثیر نبودند!!

قصه امروز ما در باره انگیزه ورود برخی از نامزدها به جرگه رقابت های انتخاباتی نیز از همین حکایت نغز، تبعیت می کند، زیرا وقتی از آنها می پرسیم که چرا و با چه انگیزه ای پای به میدان رقابت های انتخاباتی گذاشته اید؟ً خیلی سریع و کاملاً نخ نما و تکراری می گویند: احساس تکلیف شرعی کرده ایم!! اما اگر رندانه تر به پس پرده اندیشه ها و احساساتشان نظر افکنیم، در می نگریم که سایر گزینه ها هم بی تاثیر نبوده و نیستند و نقش این گزینه ها گاهی تا جایی بالا می رود که متوجه می شویم که اصلاً احساس تکلیفی در کار نبود!!

از یکسو ما می توانیم شاهد تجلی انگیزه های دل انگیزی مانند احساس تکلیف شرعی، احساس توانایی تخصصی، برخورداری از قدرت مدیریت و نیز تیم مطلوب مدیریتی، داشتن روحیه های خدمتی، عشق به مردم و میهن و اسلام ناب، بهره مندی از تجربه های ارزشمند کاری، بکارگیری سوادهای دانشگاهی و غیره در نامزدهای انتخاباتی باشیم که وجودشان برکت، اندیشه هایشان نعمت و توانایی هایشان فرصتی است برای خدمت به مردمی که در چنبره مشکلات اقتصادی با معضلاتی مثل بیکاری و گرانی درگیرند!

از سویی دیگر متاسفانه انگیزه های ناپسند و مذمومی همچون شهرت جویی و نام آوری، قدرت طلبی و ریاست گرایی، ثروت اندوزی و منفعت طلبی، سیاست بازی و حیله گری، کینه جویی و انتقام ورزی، برتری جویی و خودنمایی، خودخواهی و تکبرورزی، جناح گرایی و باندبازی، رانت خواری و فرصت طلبی، روکم کنی، دنیاخواهی و موقعیت سازی، تبانی و فسادورزی، رفع کمبودهای روانی و دهها تیتر ریز و درشت دیگر را هم می توان با جستجوی کارشناسی شده در متن شخصیت برخی نامزدها یافت که این حالات از مصادیق بارز بداخلاقی های اجتماعی در یک جامعه اخلاق گراست و به هیچ وجه نمی تواند مطلوب و یا معمول تلقی گردد!

سیاهه بلند نامزدها برای احراز کرسی های انتخاباتی در سطوح بالادست مدیریتی جامعه، اگر واقعی باشد که باید کلاهمان را به آسمان انداخته و هورا بکشیم که جامعه ما تا این حد از توانمندان فرهیخته برخوردار است و به تعبیر امام راحل اگر مملکتی ۱۲۰ نفر فرد توانمند برای پست ریاست جمهوری داشته باشد، آن مملکت گلستان می شود، اما بیشتر به یک توطئه شبیه است که عده ای به لوث شدن این جایگاه کمک می کنند!

جوانان بیکار، دختران و پسران بی معیار، پیرمردان کم اندیش، میانسالان فاقد اعتبار، چهره های درجه چندم، شکست خورده ها و ورشکسته های سیاسی و اقتصادی، کوتوله های سیاسی و اجرایی و مدیریتی، فراموش شده های جامعه که سالها در عرصه های مدیریتی حضور ندارند و دهها مورد دیگر در سیاهه صدها نفری نامزدهای انتخاباتی پرجلوه اند که این نمی تواند توجیه مناسبی داشته باشد که مثلاً آنها بخواهند شخص دوم مملکت شوند!

شعور رجال سیاسی ایجاب می کند که با رصد مستمر توانایی و تجربیات و برنامه های کاری رقبا، خود را نیز راساً و نیز مقایسه ای، ارزیابی وضعیت کرده و در صورتی که دیگران یا دیگری را قوی تر از خود یافته، داوطلبانه و مبتنی بر معیارهای دینی خود را کنار کشیده و مبلّغ فرد برتر از خود باشد و اگر نامزدی چنین عمل نکند و دل به نظرسنجی ها و ارزیابیهای رویکردی مردم و هواداران خوش کند، یقیناً او از رجل سیاسی و دینی نیست!

شعور رجال سیاسی ایجاب می کند که فراتر از شور تماشاگران یک استادیوم ورزشی، از تخریب رقبا لذت نبرد، ترور شخصیت نکند، شعار “حیا کن و رها کن” سر ندهد و تنها به تبیین توانایی های خود بپردازد و جو جامعه را متشنج نکرده و با حاشیه سازی و التهاب آفرینی، اوضاع را به هم نریزد و اگر نامزدی چنین نکند، رجال سیاسی نیست!

ائتلاف های شیرین و معقول در بین نامزدها، اتفاق میمون و مبارکی بود که متاسفانه همانگونه که برخی رسانه های مجازی و مکتوب و دیگر چهره ها حدس می زدند و قابل پیش بینی هم بود، در فرازهای نهایی، علیرغم آن همه شیرین گوئی ها و وعده و وعیدها، بجز نفرات معدود، عملاً هیچ نامزدی حاضر به کنار کشیدن به نفع دیگری نیست و در این راه، یکی به ارزیابی های خود، دیگری به نظرسنجی ها و یکی هم به اصرار هواداران و مردم استناد کرده و خلاصه به هر بهانه و حیله و قیمتی می خواهند بمانند!

آیا این دبه کردنها و زیرقول زدنها و لجاجتها و جرزنی ها در شان و منزلت رجل سیاسی و شخصیت های اجتماعی و فرهنگی و نیز مدعیان اخلاق و کرامت اسلامی است؟

اگر برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و نیز انتخابات شوراهای اسلامی شهرها و روستاها، واقعاً قصد خدمت خالصانه و صادقانه به این مردم را دارند، لطفاً به این سئوالها پاسخ منطقی دهند :

۱-چرا خارج از توانایی مالی خود و دور از عرف مالوف، هزینه تبلیغاتی دارند؟

۲-چرا وامدار کسانی می شوند که در صورت پیروزی باید منافع عمومی را مصروف آنها کنند؟

۳-چرا خود را گرفتار چالشهای بزرگی می کنند که پر کردن آنها با درآمد متعارف کرسی مذکور، ممکن نیست؟

۴-چرا علیرغم احساس توانایی کمتر نسبت به دیگران و یا ناتوانی در قبال مسئولیت ها، باز هم کنار نمی کشند؟

۵-چرا با شعارهای دوپهلو، مواضع دشمن شادکن و دیدگاههای فرهنگ ستیز، تنها به پیروزی خود می اندیشند؟

۶-چرا با تخریب رقبا، تضعیف نظام و بالاآوردن انتظارات غیرمعقول در مردم، نظام را دچار چالش می کنند؟

۷-چرا از تکرار مواضع اساسی و اصولی نظام طفره رفته و آنها را با صراحت بازگو نمی کنند؟

۸-چرا برنامه کاری خود را تدوین نکرده و به افکار عمومی ارائه نمی دهند و به ذکر کلیات اکتفاء می کنند؟

۹-چرا بر طبل رابطه ای می کوبند که مردم ما با شعار مرگ بر امریکا، همچنان به این رابطه خوشبین نیستند؟

۱۰-چرا با لطائف الحیل خود را فرشته نجات جا می زنند، در حالیکه در گذشته مدیریتی خود چنین نبوده اند؟

مشکل جدی ذهن حقیر و امثال حقیر با برخی نامزدها این است که چگونه می خواهند با این خصائل ناپسند بر اریکه ای تکیه زنند که بشدت مستلزم برخورداری حداکثری از صفاتی مانند تواضع و فروتنی، صداقت و درست کرداری، شفافیت و صراحت، شجاعت و شهامت، مهارت و کارآمدی و خلاصه علم و تجربه و هنر مدیریتی است؟

برایم سئوال است که چگونه کسی داعیه تصاحب این کرسی ها را دارد که با قانون اساسی میانه خوبی ندارد؟ با ولایت مطلقه فقیه زاویه دارد؟ با اصول انقلاب مشکل دارد؟ با ارزشها و آرمانهای شهدا و امام شهدا سازگاری محض ندارد؟ با دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین، احساس دوستی دارد؟با اخلاقیات و احکام اسلامی مشکل دارد؟ ماهواره مزاج است؟ دل در گرو تائید کسانی دارد که با آرمانهای نظام میانه ای ندارند؟!

بنابر این لازم است که به نامزدهای محترم متذکر شویم که لطفاً کمی بخود آئید و به باورها و وجدان خود فرصت خلوت کردن دهید تا واقع گراتر، خداپسندانه و مردمی تر عمل کنید و تا دیر نشده خودتان را خالص، مواضعتان را شفاف، خودتان را یکدله و تکلیف تان را روشن کنید تا مردم در فضای سالم تری به انتخاب اصلح بپردازند و سرنوشت خود را به دست کسی یا کسانی بسپارند که کارآمدی همه جانبه و صلاحیت چندسویه دارند که مهم ترین آنها در طی چندسال گذشته و نیز سخنان اخیر رهیری معظم انقلاب قابل ملاحظه است.

خوشا به حال جامعه ای که نامزدهای انتخاباتی آن در اینگونه مواقع به دو سئوال واقع، پاسخ واضح می دهند:

الف-با چه انگیزه ای وارد عرصه رقابت های بالادست انتخاباتی شده اید؟!

ب-با چه اندیشه ای می خواهید به ایفای رسالتهای آتی خود بپردازید؟

در پایان از نامزدهای محترم انتظار می رود که زبان و دل خود را یک کاسه کرده و با خودشان و دیگران صداقت پیشه نمایند و کسانی در صحنه رقابت ها بمانند که مستنداً و مستدلاً بدانند که برای جامعه، مردم و برای جایگاه اجتماعی و اداری خود مفید، موثّر و مولّدند، نه آنکه با شعار زیبا و زیربنایی “ما می توانیم” بیایند و در پایان مهلت های طولانی و فرصت های طلایی، دل شکنانه با شعار “دیگران نمی گذارند و نمی گذاشتند و نمی خواستند” ناکامانه از مسئولیت خود وداع کنند! ای کاش نامزدهای محترم، این ارزیابی های پایانی را در مراحل آغازین جلوه های انتخاباتی خود داشته باشند و جا را برای کسانی خالی کنند که می توانند از موانع موردنظر بگذرند!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

منبع: بوتیا
انتهای پیام/