به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هرمزپرس؛ روزنامه «القدس العربی» در مقاله‌ای با عنوان «افغانستان راه ابریشم یا تله جهانیان» به تبیین دلایل شکست دخالت‌های جهانیان در افغانستان پرداخت.

در این یادداشت آمده است: طی ۲ هزار سال گذشته افغانستان، مسیر طبیعی کشورگشایان و بازرگانان بوده است، از اسکندر مقدونی که در سال ۳۲۸ قبل میلاد به این کشور حمله کرد تا عرب‌های مسلمان، مغول‌ها، انگلیسی‌ها، روس‌ها و آمریکایی‌ها که هر کدام در برهه‌ای به خاک افغانستان تجاوز کردند.

یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، جغرافیای افغانستان است که مانع دسترسی مردم آن به دریا می‌شود، به گونه‌ای که با مجموعه‌ای از همسایگان قدرتمند احاطه شده است، سلسله کوه‌های هندوکش نیز که از شمال شرق تا جنوب غرب افغانستان کشیده شده، یکی از موانع اضافی در ارتباط افغانستان با دیگر مناطق  بوده است.

عموما کشورهای ساحلی از ظرفیت بیشتری برای دستیابی به منابع از طریق تجارت دریایی و ماهیگیری برخوردارند که به ثروت آن کشور فزونی می دهد اما افغانستان از هر سو با دیگر کشورها محاصره شده است

افغانستان در گذشته در مسیر عبور جاده مشهور ابریشم بوده که خاور دور از آسیا و هند را به خاورمیانه و اروپا متصل می کند.

از زمان ظهور امپراطوری های نوین، افغانستان عرصه درگیری بین امپراطوری روسیه و انگلیس و سپس بین آمریکا و  شوروی و همچنین بین دو همسایه آن یعنی پاکستان سنی مذهب و ایران شیعه مذهب بوده است.

درست ۳۸ سال پیش از امروز در بیست و هفتم ماه دسامبر سال ۱۹۷۹ میلادی ارتش شوروی به دستور لئونید برژنف، رهبر و دبیرکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی وارد افغانستان شد و افغانستان را رسما به اشغال خود در آورد.

اشغالی که به هدف گسترش نظام کمونیستی، رسیدن به آب های گرم که از زمان پتر کبیر روسها آرزوی آن را داشتند و مبارزه با امپریالیزم جهان پنداشته می شود.

از سوی دیگر بیشتر مردم افغانستان دست به قیام و ایستادگی در برابر ارتش سرخ  و نظام کمونیستی زدند. در ضمن کشورهای همسایه، کشور های اسلامی، کشور های غربی به ویژه ایالات متحده امریکا به مجاهدین افغانستان کمک می نمودند.

مردم افغانستان با رشادت فوق العاده ای در برابر ارتش سرخ  و دولت مورد پشتیبانی شوروی ایستادگی کردند. جنگی که بیشتر از دوملیون کشته و زخمی برجای گذاشت و حدود پنج ملیون شهروند افغان هم به کشور های همسایه و دور پناهنده شدند.

تمامی زیرساخت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور از هم پاشید و از سوی دیگر ارتش سرخ شوروی نیز تلفاتی سنگینی را متقبل شد، به گونه ای که حدود چهارده هزار نفر از سربازانش کشته شدند و چهل میلیارد دلار هزینه جنگی به بار آورد .

تا اینکه سرانجام شوروی در روز ۱۵ اوریل سال ۱۹۸۸ براساس توافقی که با امریکا، افغانستان و پاکستان امضا کرد به اشغال افغانستان خاتمه داد و در ۱۶ اوریل ۱۹۹۲ میلادی کابل به دست مجاهدین سقوط کرد.

 از آن جایی که هر گروه مجاهدین از یک کشور خارجی پشتیبانی شده بود، زمینه یک جنگ داخلی را آماده کرد امریکا که دیگر به هدفش که شکست کمونیزم بود رسیده بود، افغانستان را تنها گذاشت، تا اینکه جنگ های داخلی در افغانستان بین مجاهدین آغاز و سرآغاز مداخله پاکستان در امور داخلی افغانستان شد، و گروه طالبان با پشتیبانی کشور های عربی، امریکا و پاکستان، سر انجام در سال ۱۹۹۶ میلادی کابل به تصرف خود در آوردند.

 امریکا و هم پیمانانش در تاریخ هفتم اکتبر سال ۲۰۰۱ میلادی پس از حملات تروریستی به مرکز های تجارت جهانی نیویورک در یازدهم سپتامبر بلافاصله در راستای سرکوب گروه القاعده وارد افغانستان شد.

تجاوزی که بیش از یکصد هزار سرباز امریکایی را به افغانستان کشاند و به طولانی ترین نبرد تاریخ امریکا مبدل شد و این نبرد تا به امروز میلیارد ها دلار برای  امریکا و هم پیمانانش هزینه برداشته و هیچ موفقیت قابل ذکری برای این کشور به همراه نداشته است چرا که نه تنها نتوانست بر افغانستان مسلط شود بلکه در پایان دادن به ناآرامی هایی عمیقی که به همه جای دنیا منتقل شده ناکام مانده است.

هم اینک هشت هزار و چهارصد نظامی آمریکایی در کنار پنج هزار سرباز ناتو در افغانستان هستند دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا در حال بررسی مساله اعزام چندین هزار نظامی به افغانستان است در حالی که فراموش کرده شش سال پیش یکصد هزار نظامی آمریکایی در این کشور بودند و کاری از پیش نبردند.

در واقع ترامپ دروس جغرافیای سیاسی و تاریخ افغانستان را به فراموشی سپرده که می گوید:« امکان تسلط نظامی بر کشوری که جنگ های بزرگی علیه دو امپراطوری بزرگ داشته و در دو نوبت آنها را شکست داده است، وجود ندارد.

افغانستان در طی دوران اشغالگری روس ها و آمریکایی ها با جنگ های پی در پی روبرو بوده است، افغانستان کشوری است که ارتفاعات مساحت بزرگی از آن را تشکیل می دهد و هیچ گذرگاه دریایی ندارد و با کشورهایی احاطه شده که بیش تر آن فقیر بوده و با ناآرامی های سیاسی روبرو هستند.

افغانستان همچنین با درگیری های قومی و قبیله ای عمیقی روبروست که تسلط حکومت مرکزی بر آن را دشوار ساخته است به گونه ای که افغانستان به یک تله ای برای دنیا مبدل شده که توانسته است هر اشغالگری نظامی را ناکام گذارد حتی اگر قدرت بزرگ آمریکا پشتیبان این اشغالگری ها باشد.

گزینه برتر برای حل بحران افغانستان و جهان این است که صدها میلیارد دلاری که صرف ساخت زرادخانه های نظامی می شود برای رشد و توسعه افغانستان، ایجاد عدالت سیاسی متوزان در آنجا و کاهش تنش های منطقه ای پیرامون آن بخصوص در پاکستان هزینه شود.

چین نیز در جایگاه کشوری که فاصله چندانی با افغانستان ندارد اخیرا اعلام کرد که صدها میلیارد برای توسعه کشور هایی که جاده ابریشم قدیم از آنجا عبور می کرده تخصیص داده است و این گامی در راستای راهبردهای سیاسی پکن برای چند دهه آینده است راهبردهایی هوشمندانه تر از سیاست های دراز مدت نظامی که نتیجه ای دربرنداشته است.

اشرف غنی چند روز پیش اعلام کرد که چین نقش میانجیگری در روند صلح افغانستان داشته و به دنبال حل اختلافات بین کابل و اسلام آباد است. چین یکی ازطرف های گفت وگوهای چهارجانبه ای است که شامل افغانستان، پاکستان و آمریکاست تا روند صلح از بن بست کنونی خارج شود.

این گفت وگوها به دنبال ترور ملا اختر منصور رهبر طالبان در حمله آمریکا در داخل خاک پاکستان در ماه مه ۲۰۱۶ به حال تعلیق درآمده است.

منبع: فارس