برایمان تعریف می کرد از خاطراتش،از آن زمانها و از اتفاقات عجیبی که رخ داه بود….

 

برایمان تعریف می کرد از خاطراتش،از آن زمانها و از اتفاقات عجیبی که رخ داه بود،می گفت:یاد سردار شهید یوسف الهی بخیر که مسئول اطلاعات عملیات لشکر ۴۱ ثارالله بود،سردار می گفت :قرار بود دونفر از بچه های عملیات برای شناسایی راهی شوند و فردا صبح پس از شناسایی مواضع دشمن برگردند.

IMG_8527-300x200

 

به گزارش پایگاه  خبری هرمز پرس ، کانون وبلاگ نویسان برتر استان هرمزگان نوشت:

برایمان تعریف می کرد از خاطراتش،از آن زمانها و از اتفاقات عجیبی که رخ داه بود،می گفت:یاد سردار شهید یوسف الهی بخیر که مسئول اطلاعات عملیات لشکر ۴۱ ثارالله بود،سردار می گفت :قرار بود دونفر از بچه های عملیات برای شناسایی راهی شوند و فردا صبح پس از شناسایی مواضع دشمن برگردند.

IMAGE634336226881938750

فردای آنروز از آنها خبری نشد که حاج قاسم سلیمانی با چهره ای برافروخته و عصبی با این شهید بزرگوار برخورد کرد،و از لو رفتن عملیات ابراز نگرانی کرد،پس از اینکه حاج قاسم حرف هایش تمام شد شهید یوسف الهی سرش را بالا آورد و به حاج قاسم گفت،بچه ها فردا برمی گردند که یکی از آنها ساعت دو و یکی هم قبل از اذان مغرب خواهد آمد،سردار می گفت فردای آنروز درست همان موقع که شهید یوسف الهی گفته بود آن دو برگشتند،پیکر پاکشان را آب رودخانه رسانده بود.

حاج قاسم از شهید یوسف الهی پرسید،از کجا میدانستی که بچه ها همان موقع می آیند:شهید بزرگوار رو کرد به حاج قاسم و گفت من برای برگشتنشان متوسل شدم به بانو زینب(س) که شب به خوابم آمد و از آمدن بچه ها  مرا با خبر کرد .

براستی که شهداء اینگونه بودند ،خاطره ای بود از سردار مارانی فرمانده محترم سپاه امام سجاد(ع) که خود همرزم  این شهید بزرگوار بودند.

انتهای پیام/